محمد باقر شريعتى سبزوارى
265
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
قبول كرد كه حركات غريزى شگفتانگيز حيوانات يا حركات نوزاد انسان در آغاز تولد حركاتى انعكاسى و خالى از شعور و قصد و اراده است ؟ ! خود داروين در اثر ايراداتى كه بر نظريهاش در باب غرايز حيوانات وارد كردند از عقيدهء خود صرفنظر كرد و به نظريهء لامارك ، كه در بالا گفتيم گراييد . دكتر ارانى در مقام توجيه حركات غريزى همان نظريهء لامارك را بالأخره انتخاب مىكند . وى در پسيكولوژى ، صفحهء 182 مىگويد : « رفتار موجود زنده با حركات بلا اراده ، يعنى حركات انعكاسى شروع مىشود و بعد از حركات انعكاسى حركات ارادى به وجود مىآيد ، ولى ما بين اين دو نوع حركت يك نوع رفتار هست كه كاملتر از حركت انعكاسى است و مدت بيشترى دوام پيدا مىكند ، ولى چون جامد است و موجود زنده بر حسب اراده در آن تغييراتى نمىدهد ناقصتر از حركات ارادى است . اين نوع رفتار را « حركت غريزى » يا بهطور ساده « غريزه » مىنامند ؛ مانند پرواز پروانه در اطراف شمع ، لانه ساختن يك پرنده و غيره . « مجذوب شدن پروانه به شمع ، غريزى اوست . . . غريزه به ذكا ارتباط ندارد و جبلّى موجود است ؛ مثلًا اگر كاغذهاى مثلثى شكل ، مقابل سوراخ كرم خاكى ريخته شود حيوان با نهايت كمهوشى كه دارد جديت مىكند كاغذها را از طرف رأس مثلث به لانهء خود ببرد . اگر به وسيلهء ماشين از تخممرغ جوجه تهيه كنيم حيوان به مجرد خارج شدن از تخم راه مىرود ، دانه مىچيند و حركات ديگر انجام مىدهد . شناختن خواص رأس مثلث يا مغذى بودن دانهء ارزن را كسى به حيوان نياموخته است ، ولى اين خاصيت بهطور ارث در سلسلهء عصبى وى از نسلهاى پيش باقى مانده است . » پاسخ ، همانهاست كه در مقام ردّ نظريهء لامارك گفتيم و نيازى به تكرار نداريم . معلوم نيست كه اجداد كرم خاكى ، كه از خودش كم هوشتر بودهاند ( زيرا روى نظريه « نشو و ارتقا » حيوانات يك سير تكاملى را طى مىكنند ) چگونه خواص رأس مثلث را دريافتهاند و به آن عادت كردهاند و بعد براى اعقاب خود به ارث گذاشتهاند ؟ ! ه ) حركات غريزى حيوانات حركاتى است ارادى مقرون به شعور و تدبير . حيوان هر يك